تبليغاتX
نامه نیاک
تازگی ها کتابی خوانده ام از تیمورکوران- شکاف طولانی یا انشعاب طولانی- چگونه قوانین اسلامی باعث عقب ماندگی خاورمیانه شد که دانشگاه پرینستون در۲۰۱۱ منتشرکرده است. اگرحوصله کنم می خواهم خوش خوشک ترجمه این کتاب را دراینجا بیاورم. هدفم از این کار هم زورآزمائی درعرصه ترجمه نیست بلکه خواهم کوشید آن چه را که فهمیده ام به دیگران منتقل کنم. تکثیر آنچه که دراینجا می آید به شرط این که درآن دستکاری نشود برای همگان آزاد است. حالا این شما و اینهم اولین بخش این ترجمه. احمدسیف

معمای عقب ماندگی اقتصادی خاورمیانه

درآغاز هزاره دومُ یعنی حول حوش سال ۱۰۰۰ مسافری از ایتالیا یا چین خاورمیانه را سرزمینی فقرزدهُ از نظرتجاری دارای کمبودو از نظر سازمانی بدوی نمی دید. اگرچه ممکن است این منظقه کمی اسرارآمیز به نظر می رسید- ولی اسرارآمیز بودنش تصویری از فرودستی اقتصادی به دست نمی داد. حالا درآغاز هزاره سوم عقیده عمومی این است که این منطقه از نظراقتصادی عقب مانده است و مجموعه ای از داده های آماری هم این نتیجه گیری را تائید می کند. بیش از نیمی از بنگاهها در این منطقه شکوه دارند که کمبود الکتریسته ابزارهای ارتباط جمعی و امکانات حمل ونقل ازمشکلات اساسی آنهاست درحالی که دراروپا این رقم کمتر از ۲۵٪ است. متوسط طول عمر دراین منطقه ۸.۵ از کشورهای با درآمدبالا- امریکا اروپا و حتی بخش هائی از شرق آسیا- کمتر است. متوسط درآمد سرانه درخاورمیانه فقط معادل ۲۸ درصد درآمد سرانه درکشورهای با درآمد بالاست. تنها ۷۵٪ از جمعیت بالغ منطقه سواد دارند درحالی که درکشورهای با درآمد بالا بی سوادی تقریبا ریشه کن شده است.

اگربه اواخر سالهای ۱۷۵۰ برگردیم تصویرمتفاوتی خواهیم دید. درآن سالها متوسط قدرت خرید یا کارگر در لندن یا آمستردام فقط دوبرابر متوسط درآمد یک کارگر در استامبول بود که بزرگتری و مهم ترین شهرتجارتی بخش شرقی مدیترانه بود. شکاف بین ساکنان خاورمیانه و ساکنان کشورهای غربی تا آغاز جنگ جهانی اول. بیشتر و بیشتر شد. از آن زمان به بعد رشد کلی تقریبا معادل یک دیگر بود.اگربه صورت یک نسبت در نظر بگیریم درسالهای اول قرن بیست و یکم شکاف درآمد سرانه بین غرب و خاورمیانه همانی است که یک قرن پیشتر بود.

آن چه باعث شد که درسالهای پایانی هزاره دوم خاورمیانه موقعیت اقتصادی اش را از دست بدهد یک کاهش مطلق درعملکرد اقتصادی نیست. برعکس سطح زندگی کنونی آن درمقایسه با هزاره های پیشین بهبود یافته است. از ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۳درآمدسرانه در این منطقه تقریبا دوسوم بیشتر شده است و پس از یک دوره رشد متوسط بین دو جنگ جهانی درطول ۱۹۵۰ -۱۹۹۰هم درآمد سرانه سه برابر افزایش یافت. آنچه درمقایسه با ثروتمندان جهان اتفاق افتاد این که بطور نسبی شاهد کاهش هستیم و کاهش هم به این دلیل است که نرخ رشد اقتصادی این منطقه به اندازه کشورهای ثروتمند نبوده است. البته هنوز این منطقه از کشورهای جنوبی افریقا و حتی هندوستان غنی تر است اگرچه دراین سالها هندوستان نرخ رشد حیرت آوری داشته است.

خاورمیانه به این دلیل از غرب عقب افتاد که دربکارگیری نهادهای کلیدی لازم برای اقتصاد مدرن تاخیر داشت. این نهادها شامل قوانین،مقررات، شکل های سازمان دهی، یعنی آن چه هائی که فعالیت های اقتصادی که امروزه انجامشان بدیهی فرض می شود انجام بگیرد. بسیح منابع مولد به مقیاس زیاد دربنگاههای ادامه دار خصوصی و تدارک خدمات اجتماعی از طریق مجموعه هائی که قابلیت تحول ودگرگون شدن داشتند. حتی دربخش بیشتری از قرن نوزدهم، بخش خصوصی در خاورمیانه شامل واحدهای اتمیزه بود که معمولا بعد از مرگ صاحب خود دوامی نداشتند.حتی وقتی افراد منابع شان را برای سودآوری بیشتر درهم می آمیختند، تصور عمومی این بود که این همکاری موقتی است، اغلب فقط چندماه بیشتر طول نمی کشید. دراین زمانه اغلب کشورهای پیشرفته امروزین نهادهای اساسی برای بسیج سراسری پس اندازها و گسترش دورنمای طرح ریزی فردی و بهره گیری از تکنولوژی جدید آنهم از طریق سازمان هائی که از نظر ساختاری بسیار پیچیده بودند را ایجاد کرده بودند. دلیل کلیدی که چرا خاورمیانه از نظر سطح زندگی عقب افتاد و درتحت سلطه خارجی های قرار گرفت  درهمین مقوله ها نهفته است.

بطور خلاصه، این برنهاده اصلی این کتاب است. خواهیم دید که درحدود سال ۱۰۰۰ زندگی تجاری در دو منطقه- خاورمیانه و درغرب- تفاوت قابل توجهی نداشت. اشکال قراردادی که دردسترس تجاروسرمایه گذاران خاورمیانه ای بود تقریبا همانی بود که دراختیار هم تایان اروپائی شان قرارداشت. اگرچه اکنون می دانیم که تفاوت هائی وجود داشت ولی درآن زمان ، این تفاوت ها عامل عمده ای درزندگی تجارتی، یا بازدهی اقتصادی، یا سطح زندگی به نظر نمی رسید. معذالک همین تفاوت هابذر یک شکاف و انشعاب عمیق رادرتوسعه سازمانی رقم زدند. اگرچه مجموعه نهادهای غرب به صورت نهادهای پیچیده ترتجاری و مالی درآمد، در خاورمیانه شاهد رکود سازمانی دربخش هائی هستیم که ورای کنترل مستقیم دولت قرارداشتند. نهادهائی که درتحت آنها خاورمیانه ای ها وام گرفتند، سرمایه گذاری کردند، تولید نمودند به صورت نهادهای متکامل تر در نیامد. این نهادها مشوق دگرگونی ساختاری نشدند که موجب شد تا این فعالیت ها بابازدهی بیشتر برای مدت زمان طولانی تر و درابعاد بزرگتریی انجام بگیرد. نه فقط شاهد نوآوری سازمانی درون زا نیستیم بلکه مجموعه نهادهای موجود درخاورمیانه باعث از دست رفتن فرصت های بهره گیریاز نوآوری های دیگران هم شد.

فصول این کتاب می کوشد این ادعاها را ثابت کندو تاکیدش برروی نهادهای کلیدی اقتصادی خاورمیانه اسلامی تازمان اصلاحات نهادی جدی- یعنی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم- است. با مقایسه با مناطق دیگر-یعنی کشورهائی که امروزه پیشرفته به حساب می آیند، نکات زیادی روشن خواهد شد.

تا همین اواخراین بلوک را « مسیحیت غربی» می نامیدند و امروز ما به آن فقط به عنوان « غرب» نام می بریم. برای منظورما دراین کتاب غرب شامل جوامع اروپائی است که از قرن ۱۲ تا اوایل قرن ۱۶از نظرسیاسی، حقوقی،و مذهبی درسلطه سلسله مراتب پاپ و کلیسای کاتولیک رومی قرار داشت.  بعضی از این کشورها بعدها از رفرماسیون گذشتند که خود از سوی کاتولیسیم رومی هدایت می شد.

واژه خاورمیانه هم تعاریف متفاوتی دارد. درچارچوب تاریخی منعطف برای این کتاب خاورمیانه شامل همه کشورهای عربی، ایران، ترکیه و شبه جزیره بالکان می شود که دردوره ای که نهادهای اسلامی گرفتار رکود شد درسلطه ترکها قرار داشت. اسپانیا تا زمانReconquista و بازگشت آن دراواخر قرن ۱۵  یعنی از کنترل مسلمانها به کنترل مسیحیان هم دراین منطقه اسلامی قرار می گیرد. واژه خاورمیانه اسلامی دراین کتاب شامل هندوستان، آسیای میانه، شرق آسیا، و کشورهای  افریفا- همه مناطقی که اسلام درآن ریشه زده، نمی شود.  همان طور که نقشه [ درصفحات ۸-۹ کتاب نقشه های متفاوتی آمده است- ا.س.]  نشان می دهدهمه مناطقی که درتعریف من از خاورمیانه قرار می گیرددریک دوره یا دوره دیگر درفاصله ۸۰۰ تا ۱۸۰۰ درتحت حاکمیت اسلامی قرار داشتند. تا ۱۳۰۰ این منطقه [ خاورمیانه اسلامی]گسترش یافت و بخش عمده ای از ترکیه امروزین را دربرگرفت ووقتی که به ۱۵۰۰ می رسیم، بخش غالب بالکان را هم در بر می گیرد.

نهادهای اسلامی و بی ثباتی شان

ادامه دارد    

+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 3:52 توسط احمدسیف |

دوستی می گفت آن چه درایران می گذرد- عیان شدن دعوای احمدی نژاد با خامنه ای- چیزی به غیر از جنگ زرگری نیست که هدف اش هم سرگرم کردن مردم است. و من بدون این که متخصص هیچ گونه جنگی باشم گفتم این جنگ هرچه باشد یک جنگ زرگری نیست. واقعی است. علت این که چرا احمدی نژاد این گونه رفتار می کندرا نمی دانم ولی اگربه کارهایش بنگرید این کارها روال خاصی دارد.

همین طور سردستی به چند مورد اشاره می کنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 6:46 توسط احمدسیف |

-       جراحی پلاستیک به جای جراحی مغز

همراه با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها، زیاد اتفاق می افتد که سیاست پردازان درایران از « جراحی بزرگ» اقتصاد ایران سخن می گویند و ادعا می شود که اگرچه این جراحی بزرگ دردهائی را نیز به همراه خواهد داشت، ولی « بهبودی کامل از مزایای آن است که بعد از گذشت مدتی، اقتصادی سالم را به مردم این مرز و بوم هدیه می کند». دراین که اقتصاد ایران به یک جراحی بسیار اساسی نیازمند است تردیدی نیست ولی اگربخواهم با استفاده از استعاره پزشکی ادامه بدهم باید بگویم که به اعتقاد من:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 18:25 توسط احمدسیف |

وزير امور اقتصادي  آقای دکتر حسینی درباره طرح هدفمند کردن یارانه ها حرفهای مهمی زد. گفت: «نباید دچار این شبهه شویم که چون به این دولت رای نداده‌ایم پس نباید دولت را یاری کنیم و اگر با شکست مواجه شود، خوشحال شویم».  او هم چنین گفت که «در اين طرح نيازمند آگاهي و همراهي عموم مردم هستيم» و از اعضای شورای عالی استانها خواست که دراطلاع رسانی و اگاهی دهی به مردم به دولت کمک کنند که حرف بسیار سنجیده ای است. ولی نمی دانم ما را چه می شود که همین آدم که حرفهای خوب زیاد می زند دراولین آزمایشی که با آن روبرو می شود عملکرد قابل قبولی ندارد.....

ادامه مطلب 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 4:58 توسط احمدسیف |

بالاخره قمر ازعقرب یارانه ها خارج شد و دولت فخیمه اعلام کرد که به ۶۰.۵ میلیون ایرانی قرار است ماهی ۴۴هزارتومان و ۴۰ هزار و پانصدتومان یارانه نقدی بپردازد. برای فاز اول که قرارا ۵ ماه باقی مانده امسال است ۵هزارمیلیاردتومان بودجه هم در نظر گرفته شده است. چون نمی دانم چه تعداد از این ۶۰.۵ میلیون آسیب پذیرند- یعنی ۴۴هزارتومان می گیرند- و چه تعداد یارانه نقدی کمتری دریافت می کنند میانگین این دو رقم را مبنای کارم قرار می دهم.

به این ترتیب- یارانه نقدی که قرار است به هر فرد پرداخت شود برای این ۵ ماه می شود ۲۱۱۲۵۰تومان و اگرتعداد دریافت کنندگان هم ۶۰.۵ میلیون نفر باشد کل بودجه مورد نیاز می شود ۱۲۷۸۰میلیارد و ۶۲۵ میلیون تومان که بیش از ۲.۵ برابر بودجه ای است که دولت فخیمه در نظر گرفته است. و اگرقرارباشد که همین برنامه برای یک سال اجرا شود بودجه مورد نیاز ۳۰۶۷۳میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان خواهد بود که اگربخواهند مطابق قانون عمل کنند و برای درآمدهای دولت ۲۳درصد هم مالیات به خزانه داری کل بپردازند و با توجه به این که دولت تنها می تواند ۵۰٪ از درآمدها را به صورت یارانه نقدی پرداخت نماید- برای توزیع ۳۰۶۷۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان لازم است که نزدیک به ۷۵۴۵۶ میلیارد و ۸۱۰ میلیون تومان یارانه حذف شود که نه فقط ازمصوبات مجلس خیلی بیشتر است بلکه از حساب و کتابهای نه چندان دقیق احمدی نژاد هم بسیار بیشتر است.

و اما براساس اطلاعات پراکنده ای که داریم قرار است برای رسیدن به ۴۰هزار میلیاردتومان درآمد- بهای آب ۳ برابر- برق ۶ برابر- گاز ۱۲ برابر - بنزین ۴ برابر- نان لواش  ۴ برابر بشود و قیمت برنج هم ۶۶درصد و بهای قند و شکر هم ۵۰٪ بالا برود. بدیهی است که اگرلازم باشد نزدیک به دو برابر این مبلغ درآمد ایجاد شود هم باید این قیمت ها با افزایش بیشتری روبرو شوند و هم اقلام بیشتری وارد این محاسبات بشود. آن چه که با موافقت همگانی روبروست این که اگر دولت در کنترل تورم موفق نباشد- این و دیگر برنامه های اقتصادی اش موفق نخواهد بود. و این نکته ای است که با گذشت زمان روشن خواهد شد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:18 توسط احمدسیف |

دراینجا اعلام شده است که کل درآمد نفتی ایران درسال ۱۳۸۸ برابر با ۱۵۹ میلیارددلار بود و متوسط صادرات روزانه هم دو میلیون و صد هزار بشکه. من مثل خیلی چیزهای دیگر حساب و کتابم خیلی خراب است. ضرب و تقسیم کردم به نظرم این رقم یک جایش می لنکد.

اگر متوسط صادرات روزانه ۲.۱ میلیون بشکه بود پس هر ماه ۳۰ روزه ایران ۶۳ میلیون بشکه نفت صادر کرده است.

اگر ایران ۱۵۹ میلیارددلار از صدور نفت درآمد داشت درآمد ماهیانه می شود ۱۳.۲۵ میلیارددلار.

وقتی این دو تا را برهم تقسیم می کنید قیمت هربشکه نفت ایران می شود اندکی بیش از ۲۱۰ دلار!

لطفا پدرآمرزیده ای کمک کرده و مرا از اشتباه در بیاورد! 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 15:57 توسط احمدسیف |

آقای احمدی نژاد درتهران گفته اند « شیر ایران امروز بیدار شده است و دیگر موش‌ها نمی‌توانند مقابل آن عرض اندام كنند». این که دقیقا منظورشان کدام است برمن روشن نیست. دراینجا و اینجا از کسالت های خیلی جدی این « شیر» سخن گفتیم و دراین یادداشت هم توجه شما را به گوشه دیگری از کسالت این « شیربیمار» جلب می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 20:32 توسط احمدسیف |

همان گونه که پیشتر گفته شد هدف از نوشتن این یادداشتها، توجه به این واقعیت این است که « رکورد زدن» شاخص بورس تهران، نه نشانه رونق اقتصاد- که وجود ندارد- بلکه به واقع بیانگر رشد یک حباب مالی خطرناک است که دیر یا زود خواهد ترکید. این که چه عواملی درشکل گیری این حباب مالی دست دارند مقوله ای است که باید به جای خویش شکافته شود. ولی.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 5:54 توسط احمدسیف |

دراینجا خواندم که ایران در تولید بنزین و گازوئیل خود کفا شد. همین طور داشتم کیف می کردم و به دولت مر حبا می گفتم که چشمم افتاد به این خبر که اگرچه در تولید بنزین و گازوئیل خود کفا شده ایم ولی در مرداد ۱۳۸۹ درمقایسه با مرداد ۱۳۸۸ که در تولید بنزین خود کفا نبودیم واردات بنزین ۱۶۶۲٪ افزایش یافته است. به نظرم آمد که باید اصل خبر به این صورت اصلاح شود: « نظر به این که وارد کنندگان زحمت کش بنزین درمرداد ۱۳۸۹ نزدیک به ۱۷ برابر بنزین وارداتی در مرداد ۱۳۸۸ بنزین وارد کشور کرده اند و ممکن است زیادی عرضه تصمیم قاطع دولت « مهرورز» برا ی حذف یارانه ها که از جمله قراراست باعث افزایش قیمت بنزین بشود- را به دست انداز بیندازد- تصمیم گرفته شد که برای مدتی درتولید بنزین خود کفا بشویم. بدیهی است همین که بنزین وارداتی به فروش برسد و ظرفیت لازم برای واردات به دست بیاید- مجددا برادران زحمت کش واردکننده وارد گود می شوند و با چند تا فحش چارواداری به استکبار و عوامل آنها درمنطقه اعلام می کنیم که به خاطر این خرابکاری ها ما درتولید بنزین خودکفا نیستیم و باید بنزین وارد کنیم و به کوری چشم همه کسانی که نمی توانند عظمت جمهوری اسلامی را ببینند ازهرجائی که به ما بفروشند وارد می کنیم.    
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 4:58 توسط احمدسیف |

با این که دوست ندارم درباره تحولات سیاسی ایران نظر بدهم ولی درعکس العمل به این اعلامیه جواب مختصر و مفید من این است: آقایان: خر خودتانید....
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 1:36 توسط احمدسیف |