به بهانه سالگرد كودتای ننگین 28 مرداد 1332

67 سال پیش در چنین روزهائی توطئه ننگین مرتجعین بومی و اربابان غارتگر و جهان خوارشان بر علیه حكومت دكتر مصدق به پیروزی رسید و میوه تلخ اش را ببار آورد. حكومت وابسته و خودكامگی 25 ساله كه با انقلاب بهمن1357 فروریخت. اگرچه پس از فروپاشی سلطنت،  به آزادی نرسیده ایم ولی خیلی چیزها درایران تغییر كرده است. چه در آن 25 سال و چه در این 42 سال، معاندان مصدق از بستن هیچ گونه اتهامی بر او خودداری نكرده اند. همه امكاناتی مملكتی را بكار گرفته اند تا از مصدق تصویر دیگری ارایه بدهند و موفق نشدند. اگر در گذشته از ملی گرائی و منافع ایران مایه می گذاشتند، در این 42سال گذشته، از كیسه پیغمبر و خدا و اسلام «سرمایه گذاری» كردند. ولی نشد و نمی شد...

 


 

ادامه نوشته

دهخدا و عقب ماندگی اقتصادی ایران

« " سیر از گرسنه خبر نداره" مگر سرمایه دارهای ما كه برای هفت هشت هزار خانوادة غارت زده لخت وعور و گرسنه بروجرد و لرستان وهمدان و كرمانشاهان و توابع چهارتا بخاری در چهار مسجد گذاشته اند كه در هر بخاری اقل كم روزی دو تومن هیزم می سوزد»

علی اكبر دهخدا : «چرند پرند»، روزنامة ایران كنونی، شماره یازدهم، 12 ربیع الاول 1331، به نقل از   « مقالات دهخدا» به كوشش دكتر سید محمد دبیرسیاقی، تهران، تیراژه، 1362، ص 236

در نوشته ای دیگر[1] به گوشه ای از اندیشه های اقتصادی علی اكبر دهخدا پرداختم و گفتم كه استاد به راستی درك همه جانبه و عمیقی از مصائب اقتصادی ایران داشت. بخش هائی از رهنمودهای دهخدا را برای تخفیف این مشكلات وارسیدم و متذكر شدم كه متاسفانه مجلس مشروطه به دلایل مختلف این هوشمندی را نداشت تا به این رهنمودها عمل كند. بعید نمی دانم كه اگر این چنین می شد، نه فقط تحول تاریخی اقتصاد و جامعه ایران در مسیر دیگری می افتاد، بلكه خود نهضت مشروطه نیز احتمالابه آن سرانجام دردآور دچار نمی شد.

 

ادامه نوشته

در انكار خودكامگی: دهخدا و مشروطه

اگر چه صد و چهارده سال از نهضت مشروطه طلبی در ایران گذشته است ولی علل پاگرفتن آن هم چنان در پردة ضخیمی از ابهامات جلوه گری می كند. به نظر می رسد هر محققی كه در بارة این نهضت دست به قلم می برد، دیدگاههای خاص خویش را دارد و بااین كه در سالهای اخیر، اسناد با ارزشی در دسترس همگان قرار گرفته است، با این همه این دیدگاههای شخصی شده هم چنان ارایه می شوند. پیش از آنكه به بررسی دیدگاه دهخدا بپردازم، زمینه ای به دست خواهم داد از نهضت مشروطه، و بدیهی است كه تنها به بیان نكات كلی خواهم پرداخت.  

 

ادامه نوشته

یک داستان واقعی ازایران قدیم:

این روایت هم در« خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف ووحشت» (تهران 1346) آمده است. حاج سیاح دریک فاصله 18 ساله ازایران به دور بود و سرانجام در مرداد 1256 که 30 سال از سلطنت ناصرالدین شاه می گذشت وارد ایران شد و این بار درداخل ایران به سیاحت پرداخت و مشاهداتش را در این کتاب به راستی بی نظیر و به نسبت قطور- 633 صفحه ای- نوشت. تنها شهری که مشاهداتش با دیگر مناطق تفاوت داشت، قوچان بود.درقوچان به دیدن شخصی به نام شجاع الدوله رفت که زمانی حاکم شهر بود و اینک بقیه داستان:

 

 

ادامه نوشته

اندیشه های اقتصادی  دهخدا

 استاد دهخدا را به بسیاری هنر ها  می شناسیم. مبارز نستوه آزادی، شاعر، زبان شناس طراز اول و  یكی از برجسته ترین طنز نویسان ایران در تمام طول تاریخ .  « لغت نامه » از یك سو و « امثال و حكَم فارسی » از سوی دیگر آثاری همیشه دلچسب و مفیدند.  « چرند پرند» هم كه نه پیر می شود و نه كسل كننده  هر چه بیشتر می ماند  « خوشمزه تر » هم می شود و دوباره و هزار باره خواندنش زائد و زیادی كه  نیست ، هیچ،  چیزهای تازه و تازه تری به انسان می آموزد.

در این مقاله كوتاه، به دهخدای لغت شنا س و شاعر و طنز نویس كار ندارم. قصدم ا ین است كه از دهخدای ا قتصاد دان حرف بزنم و حرف و حدیث من هم بر  اسا س چند مقاله ا یست كه در  « صوراسرافیل » چاپ شده ا ست[1].

من بر آنم كه مطالعة ا ین مقاله ها چهره برجسته ا قتصاددا نی را نشان می دهد كه اقتصاد و  سیاست زمان خویش را می شناسد و از آن مهمتر با موانع و مشكلات توسعه اقتصادی ایران هم عمیقا آشنا ست. می داند چه می خواهد و با راه های رسیدن به این خواسته ها هم بیگانه نیست .

 

ادامه نوشته

دیالكتیك توسعه نایافتگی

توسعه نایافتگی اقتصادی ما سابقه بسیار طولانی دارد و بهمین دلیل، وارسیدن مطلوب این مقوله، بررسی بسیار مفصلی می طلبد.‌ در محدوده یك نوشتار كوتاه، تنها می توان به اختصار به وارسی جنبه های كلی آن پرداخت.

در این نوشته، هدف اساسی و اصلی من، پرداختن به جنبه های كلی  سیر تحول تاریخی و فرایند تكامل افتصادی ایران طی دو قرن گذشته است . البته همین جا بگویم وقتی از توسعه نایافتگی اقتصادایران سخن می گویم، منظورم، برای نمونه، تك پایه بودن اقتصاد ماست كه به اقتصاد ما خصلت بسیار شكننده ای می دهد. بعلاوه،  به عدم كاربرد تكنیك های پیشرفته و دانش در عرصه های تولید، به جدی نگرفتن تحقیق و توسعه، به بدوی بودن امكانات ارتباطی، به عدم حاكمیت عقل و خرد، به خرافه پرستی و غلبه دیدگاه های قضا و قدری،  به یكه سالاری در عرصه اندیشه، فقدان تامل و تسامح نیز نظر دارم. منظورم، هم چنین، گستردگی نابرابری درتوزیع درآمدها و ثروت هم هست.  گستردگی فرهنگ دلالی و باج خواری و تولید گریزی، و به یك سخن،  ضعف بنیه تولیدی، و در حوزه های دیگر، تن پروری تاریخی و ساده اندیشی در عرصه اندیشه و اندیشه ورزی اقتصادی نیز برایم مطرح اند. پس،‌ از همین ابتدا،‌ باید روشن باشد كه غرض من از توسعه نیافتگی، مقوله ایست چند بُعدی، كه به همین خاطر، وارسیدنش بسیار دشوار و سخت می شود. هرچه هست، پیدایش این مجموعه، تك علتی نیست، حتی اگر آن علت اصلی بسیار مهم  نیز  بوده  باشد.   

 

ادامه نوشته

بر ضد را نت طلبی:  ( باز هم در بارة‌ دهخدای اقتصاد دان)

جوامع استبداد زده مختصات ویژه ای دارند. به دلیل سلطة استبداد و همه گستری یك فرهنگ تك صدائی، نه تنها از آن چه كه در جهان می گذرد، بی خبرند بلكه به همین دلیل، از خود نیز شناخت معیوبی دارند. نمود بیرونی این شناخت معیوب همیشه و در همه جا یك سان نیست. در میان كسانی كه دراین چنین جوامعی زندگی       می كنند، یا به صورت خودشیفتگی افراطی در می آیدو یا به شكل خود باختگی مفرط جلوه گر می شود. اگر خودمان را به بررسی مختصری از اوضاع ایران محدود كنیم،  در حالت اول، نمود بیرونی اش به صورت « هنر نزد ایرانیان است و بس» در می آید و در حالت دوم نیز شكل وشمایل « فارگلیسی زبانان» را می گیرد. دیدگاه اول را می شناسیم، پس روی آن زیاد معطل نمی شویم.  فارگلیسی - كه به عنوان یك استعاره بكار می گیرم -  زبانی است كه نه فارسی دان، انگلیسی ندان آن را می فهمد ونه انگلیسی دان، فارسی ندان.  اگرچه برای ترجمة متون بسیار پیچیده فنی و علمی به فارسی، شاید از بكار گیری واژگان انگلیسی گریزی نباشد، ولی متداول شدن این  «زبان» حرامزاده  در گفتگوی معمولی در میان ایرانیان - متاسفانه حتی درداخل ایران-  به اعتقاد من، هیچ دلیلی به غیر از خودباختگی فرهنگی ندارد[1].

 

ادامه نوشته